X
تبلیغات
چنارلق
تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 19:23 | نویسنده : تحریریه

مشكل "چنارلق" را شخصاً پيگيري مي‌كنم!

 

نماينده مردم خلخال و كوثر در مجلس شوراي اسلامي گفت: همان‌گونه كه پيش‌تر نيز گفته‌ام، باز هم مي‌گويم چنارلق بايد ساماندهي شود و بنياد مسكن بايد تسهيلات موردنياز را در اختيار اهالي روستا قرار دهد.

دكتر جعفري بنه‌خلخال در گفت‌وگو با پايگاه اطلاع‌رساني روستاي چنارلق اظهار داشت: اگر اين روستا در معرض رانش قرار دارد، پس چگونه است كه عده‌اي سال‌هاي پيش تسهيلاتي دريافت كرده‌اند و ساختمان‌هاي فرسوده را نوسازي نموده‌اند و اكنون نمي‌شود؟

وي ابراز اميدواري كرد: شخصاً با رئيس بنياد مسكن استان اردبيل صحبت مي‌كنم و هرچه زودتر موضوع را اطلاع مي‌دهم تا اهالي درخواست‌‌شان را به بنياد مسكن خلخال ارائه نمايند تا پس از طي مراحل قانوني و اداري، به نتيجه برسند.

دكتر جعفري در ادامه به مشكل راه‌هاي ارتباطي اين روستا اشاره كرد و افزود: قرار است به‌زودي پيمانكاري به منطقه اعزام شود تا راه‌هاي ارتباطي روستاي چنارلق را بهسازي نمايد!



تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 8:13 | نویسنده : تحریریه

تسهیلات ناچیز به روستاییان ایران‌دوست، تبصره نمي‌خواهد!

 

 از فرمایش رئیس بنیاد مسکن شهرستان خلخال دانستم کــــــه قصد کمــــک‌رسانی به روستای چنارلق، حالا حالاها در دستور جلسه نیست و علامت پرسش گـــــذاشتن روبـــــروی موردی که حـرفش، حداقل به گوش بنده‌ی چنارلقی نرسیده، نشانه‌ی یکـــــــی از تنگناهایی است که می‌خواهند پیش روی چنارلقـــــــی‌ها بگذارند و بگویند‌: چاره‌ای جز ترک روستا ندارید.

از آن «سالیان دراز و رانش زمینی» کـه آقای رئیس می‌فرمایند تاکنون، چه تعداد آبادانی در روستای چنارلق صورت گرفته ــ چه از سوی مسئولان محترم و چه از سوی اهالی نجیب چنارلق ــ و هنوز بی‌وقفه ادامه دارد؟ تعداد، بسیار زیاد است و همه از بی‌پایه بودن رانش زمین در چنارلق است.

روستای چنارلق که هــــزاره‌ای را پشت سر گذاشته و هماره روی پای خویش ایستاده، همه بدانند که به خودی خود، یک پایگاه ملّی و یک گوهر ارزش‌آفـــرین در جغرافیای ایران بزرگ می‌باشد که با بهانه‌هایی که هــــــر از گاهی چون شمشیر داموکلس بر سر مردم فروتن و راضی به رضای خـــــدای چنارلق نشانه می‌رود، از جایگاه تاریخی خود که یک موهبت آسمانی است، حتّی گامی به سوی ناکجاآباد بی‌هویّت برنمی‌دارد.

رانش زمینی که بهانه‌ی نرسیدن به چنارلق عنوان شده، موردی طبیعی در همه‌ی روستاهاست و به تغییرات پوسته‌ی کره‌ی زمین در همه‌ی نقاط جهان مربوط می‌شود و مشکلی نیست که جلوگیر یاری‌رسانی دولتیان باشد!

برادر من! سی‌و‌پنج سال از انقلاب مردم ایران می‌گذرد؛ در این زمان، شهــــــرهایی ساخته شده، زلزله‌هایی آمده، تغییر و تحوّلاتی بوقـــوع پیوسته و کمک‌هایی به روستاها شده که این نوشته‌ی کـــوتاه از شمردنش ناتوان است؛ حالا شما از تسهیلات ناچیزی که می‌خــــــواهید در اختیار روستاییان اسلام‌خواه و ایران‌دوست بگذارید، به قول و مادّه و تبصره اشاره می‌فرمایید!

هژبر پاكزاد



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 12:19 | نویسنده : تحریریه

«چنارلق» جزو روستاهایی است که فعلاً تسهیلات مسکن

پرداخت نمی‌گردد!

 

رئيس بنياد مسكن شهرستان خلخال گفت: ساليان درازي است كه روستاي «چنارلق» در زمره‌ي روستاهاي داراي رانش زمين اعلام شده و ازاين‌رو تا به امروز پاسخ نهایی ازسوی مسئولان به بنياد مسكن شهرستان خلخال اعلام نشده است.

مهندس حاتمي در گفت‌وگوي ويژه با پايگاه اطلاع‌رساني روستاي چنارلق اظهار داشت: در سال‌هاي گذشته ازسوي بخشداري خورش‌رستم و فرمانداري خلخال گزارش‌هايي مبني بر بروز و ظهور رانش زمين در اين روستا اعلام شده و تاكنون نيز هيچ پاسخي مبني بر تعيين تكليف آن به بنياد مسكن خلخال واصل نشده است!

وي يادآور شد: ابتدا بايد ازسوي بخشداري منطقه و فرمانداري خلخال تكليف نهايي اين روستا مشخص گردد تا بنياد مسكن بتواند تسهيلات موردنياز جهت ساخت و ساز و بهسازي منازل را در اختيار اهالي قرار دهد.

حاتمي ابراز داشت: تا زماني كه تکلیف نهایی روستای چنارلق ازسوي بخشداري خورش‌رستم و فرمانداري خلخال مشخص نگردد، هيچ اقدامي ازسوي بنياد مسكن شهرستان خلخال به منظور اعطای تسهیلات ساخت مسکن انجام نخواهد شد و در اين زمينه تاكنون نيز شرمنده اهالي بوده‌ايم!

رئيس بنياد مسكن شهرستان خلخال در پايان گفت: چندين نفر از اهالي تاكنون به اين مرجع جهت اخذ تسهيلات مراجعه نموده‌اند؛ ولي به دليل اینکه تکلیف آن ازسوی مسئولان مشخص نگردیده، موفق به اخذ تسهیلات مسکن روستایی نشده‌اند و امیدوارم هرچه زودتر گزارش نهایی اعلام گردد.



تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1392 | 11:59 | نویسنده : تحریریه


شما دوستان و سروران گرامی می توانید هر آنچه که دلتان می خواهد در این پنجره بنویسید

جهت ارسال نوشته های خود بر روی ارسال مطلب کلیک کنید

(حدیث )

 ادب نیکو ، زینت عقل است.

حضرت محمد (ص)





تاريخ : جمعه هشتم آذر 1392 | 23:8 | نویسنده : تحریریه

((کلیه حقوق مادی و معنوی این طرح مربوط به بانک هنر بوده و هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی خواهد داشت))

همه مخاطبان سایت می توانند عکس های خود را جهت گذاشتن در گالری عکس چنارلق به ایمیل بانک هنر ارسال و یا بصورت حضوری تحویل این مرکز واقع در پیشاهنگی خ نورمنش دهند

منتظر حضور گرمتان هستیم

www.baankehonar.ir

Email : bankehonar@yahoo.com




تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 | 13:25 | نویسنده : تحریریه

 

در اندیشه‌ی روزی هستم که انسان‌ها رابه خاطـــر انسانیّتشان دوست بداریم و احترام کنیم؛ نه به خاطــــر ثروت و موقعیّت مادّیشان.

امروزه روز تا می‌بینیم کسی از خودروی گـــران‌قیمتی پیاده می‌شود، به او کرنش می‌کنیم و ارادت می‌ورزیم؛ بدون این‌که او را بشناسیــــــــــم و از شخصیّت انسانیش اطّلاعــــــــی داشته باشیــــــــــم.

امروزه روز تا از ثروت و دارایی بالای فردی، خبری به ما می‌رسد، او را بزرگ می‌شمریم و هنگامی که دیداری حاصل می‌شود، چـــون بنده‌ای در حضورش می‌ایستیم و مراتب بندگی ابراز می‌کنیم و او را در جایگاهـــی می‌نشانیم که سزاوارش نیست و جناب ایشان هـــــــم بگونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار، مادر زادی بر این سریر شکـوهمند فرمانروایی می‌کرده اند. امروزه روز تا کسی به مقامی می‌رسد، گویــــــــی خدایگان آن موقعیّت است و ردای مقامش از آسمان رسیده و تنها اوست که همــــــه چیز را می‌داند و در دایره ی مقامش، تنها اوست که بر همه ی امور،احاطـه ی کامــــل دارد و می‌بایست کسی جز تصمیم او عمل نکند و از اراده اش نگذرد؛ در چنین حال و هوایی که نشانه‌ی خـــــــودباختگی بیهوده ست، بسیاری برای اینکه از وضع پیش آمـــــــــده، نفعی نصیب خویش کنند، با تعظیم و تکــــــــریم‌های بی‌مورد، تندیس آزادگـــــی خود می‌شکنند. امــــــروزه روز تا کسی سر بالا می‌کشد و واژگان خارجی  را بر زبان می‌آورد و از پدیده‌ها و فنّاوری‌های نوظهور چیزی می‌گوید و با گرفتن قیافه‌ی حـــــق به جانب، فرصت صحبت کــردن به دیگران نمــــــی‌دهد و بدون رعایت مـــــــــوازین اوّلیّه‌ی همنشینی و سخنگویی، همــــــــــــه‌ی گفته‌های دیگران را نفی می‌کند و بر درستی گفتار خویش اصرار می‌ورزد، خیلی‌ها گمان می‌کنند که از قافله‌ی تمـــــــدّن جا مانده‌اند و توان ابراز نظـر ندارند و باید سکوت اختیار کنند. امروزه روز کار به جایی رسیده که برخـــــی پا از گلیم خود بیرون می‌نهند و ارزش‌های بلند دینی را به سخره می‌گیرند و به مقام افتخار‌آفـــــرین تابناک‌ترین شخصیّت‌های دین ما بــــــــی‌احترامی می‌کنند و از این راه برای خـــــود منزلت کاذبی می‌سازند که حبابی هـــــــم نیست و این در باور بسیاری می‌نشیند و آنان می‌پندارند با انسان‌هایــــــــی روبرو شده‌اند که حرف‌های تازه‌ای برای گفتن آورده اند...

خواهران و برادران من!

به خدا و به خواهـری و برادریمان سوگند می‌خورم که این‌گونه درست نیست؛ باید انسان‌ها را به خاطــــــــــــر انسانیّتشان دوست ــ بداریم؛ نه به خاطر خودروی گران‌قیمت، ثروت و دارایـــی، مقام، گفتار بی‌هویّت و بی‌حرمتی‌هایشان به ارزش‌های راستین...

هژبر پاکزاد

2 ارديبهشت 1393 خورشیدی



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 10:6 | نویسنده : تحریریه

ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر مبارک باد.

این روز فرخنده بر عموم مادران و زنان تهنیت باد



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 7:55 | نویسنده : تحریریه

 

در سرودن شعر آذری، توجّه به نکات زیر ضروری است:

- تا آنجا که امکان دارد از واژه‌های آذری استفاده شود. اگر گاهی ناگزیریم از واژه‌های غیرآذری استفاده کنیم، واژه‌هایی باشند که سال‌هاست در زبان مردم جاریند.

ــ قالب شعرهای آذری که به وزن عددی معروف است، با تعداد هجاها شکل می‌گیرد و برعکس شعر فارسی، کوتاهی، بلندی و کشیده بودن هجاها مورد توجّه نیست.

ــ استفاده از ترکیب‌های اضافی و وصفی در شعر آذری، جایز نیست. برای مثل ترکیب «مـردمِ کَند» که یک ترکیب اضافی است، نباید در شعر آذری بکار برده شود؛ باید گفت: «کَند مردمی» یا «کَت مَردومی»؛ یعنی ضروری است جای مضاف و مضاف‌الیه تغییر کند.

ــ بکاربردن «و» عطف به صورت «مـن و یولداشیم» درست نیست؛ باید «مَننَ یولداشیم» گفته شود.

ــ قالب‌های شعری باید تا انتهای شعر حفظ گردد.

ــ زیاد سرودن، بسیار کمتر از درست سرودن ارزش دارد.

ــ آشنایی اوّلیّه به دستور زبان، ضروری است.

ــ رعایت نظم و ترتیب مفاهیم و زمان از آغـاز شعر تا پایان آن باید مورد توجّه باشد.

ــ نشانه‌گذاری‌ها به فهم شعر، کمک شایانی می‌کند.

ــ استفاده از اوّل شخص و دوم شخص درباره‌ی نام‌ها باید دقیق باشد. نمی‌توانیم بگوییم: «اوشاقلار قاچدی.»؛ باید بگوییم: «اوشاقلار قاچدلار.»

ــ ...

هژبر پاکزاد

25 فروردین 1393 خورشیدی



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 20:33 | نویسنده : تحریریه

خسارت سنگين به باغات میوه چنارلق

 

بارش سنگین برف و سرمازدگی در چنارلق، خسارت سنگيني به باغات ميوه اين روستا در منطقه ميانسران وارد آورد.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني روستاي چنارلق، اهالي روستا و كشاورزان به دنبال بارش سنگين برف و سرمازدگي روزهاي گذشته، محصول باغات خود را بر باد رفته قلمداد مي‌نمايند و از مسئولان مي‌خواهند تا نسبت به جبران خسارات وارده به باغات آنها اقداماتي صورت دهند.

اين كشاورزان مي‌گويند: همانند سال‌هاي گذشته درختان زردآلو، گردو، گيلاس، آلبالو، آلو و... بر اثر سرمازدگي بي‌نظير روزهاي گذشته، دچار خسارت فراوان شده‌ و از باردهی آنها بشدت نگران‌اند.



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 11:44 | نویسنده : تحریریه
آقاي نايبعلي آقايي رئيس شوراي اسلامي چنارلق در يك حركت قابل تقدير، اقدام به نصب تابلويي در ضلع شمالي پل ميانسران نموده و در آن به "پمپاژ چنارلق" و "پل ميانسران" به‌خوبي اشاره كرده است!

"پمپاژ چنارلق" كه با بي‌توجهي اهالي روستا، اكنون نصيب جعفرآباد شده است!

***

نصب تابلو توسط شوراي روستا

***

"پل ميانسران" كه مسئولان استاني در اظهارات خود "پل جعفرآباد" مي‌نامند!

نصب تابلو توسط شوراي اسلامي روستا



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 11:33 | نویسنده : تحریریه

تصاويري از روز ۱۳ نوروز روستاي چنارلق

ميانسران ديدني بود!



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 11:30 | نویسنده : تحریریه

نمايي از سد منجيل

***

طارم به سمت خلخال

***

چنارلق از نماي دور

***

بارش سنگين برف در ۱۱ فروردين ۹۳

***

نان داغ

***

طبيعت ميانسران در روزهاي باراني

***

گرماي آتش در روزهاي باراني ميانسران

***

اناري كه به روش سنتي از پاييز سال گذشته نگهداري شده است!



تاريخ : پنجشنبه هفتم فروردین 1393 | 13:47 | نویسنده : هُژبر پاكزاد (قرباني)

«گیلَوان»

 با فرارسیدن نوروز باستانی و آغاز فروردین 1393 خورشیدی، مردی بزرگ از میان ما پر گشود و به بیکرانه‌ی جاودانگی پرواز کرد که هیچ انتظارش را نداشتیم و در آرزوی سالیانـی بودیم که با حضور پراثرش، در زلال چشمه‌سار محبّت و بــزرگواریش، غبار تلخی‌های دوران از چهره‌ی زندگیمان بشوییم.

در میان ناباوری باورمان، مـردی از سلاله‌ی برجستگان خاندانمان، رهسپار ابدیّت شد که متانت، شایستگی، سرفــرازی و بزرگمنشی را در گفتار، رفتار و کــــردارش، به‌روشنی می‌شد دید. مردی که راه بزرگان می‌پیمود و به آن افتخار می‌کرد؛ بزرگانی چون ذبیح‌الله خوجینی، غفّارخان قربانـی، جهانسوز میرزا دارایی، علی‌آقا سجّادی و... که هر کدامشان از تاریخ‌سازان معاصر خلخال بوده‌اند.

با دردمندی فراوان، مردی از میان ما رفت که سخنان جانشکارش، دل‌های عارفان و فرهیختگان را تسخیر می‌کرد و امید فراگیرش، همچون نسیم پگاهان بهاری، در دل‌های همگان می‌پیچید و فرداهای دل‌انگیزی را نوید می‌داد؛ مردی که نشانه‌ی بارز صمیمیّت و ادب بود و هــمه‌ی ارزش‌هـا را در زادگاه زیبای خـویش یافت و با بازسازی خانه‌ی پدری و باغسازی عاشقانه، یادگارهــای ماندگاری از خود به جا گذاشت که جای هزاران تحسین است.

سالارمردی را از دست دادیم که شایان هر گونه تکریم بود و است؛ مردی که براستی احترام انسان را برمی‌انگیخت... و اکنون، غم پرسوزی را رهنمون ژرفای دل آدمی می‌کند؛ مردی زودجوش، مردمی، پرآوازه، ادیب، مهمان‌نواز، عاشق آیین‌ها، شیفته‌ی اشعار تاتی، آذری و فارسی، خوش‌سخن و دوستدار سرزمین خود.

سوگـوار مردی هستیم که از این پس، بالانشین دلمان خواهد بود و تا نفس می‌کشیم، یادش را گرامی خواهیم شمرد.

او جناب آقای «احمد سجّادی» است.

سوفرَلییدی احمد آقا سجّادي

ماسال دان شالا، دِییلَردی آدی

 

هُژبر پاکزاد

3 فروردین 1393 خورشیدی



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 11:57 | نویسنده : تحریریه

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا

الی احسن الحال



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 9:0 | نویسنده : تحریریه

فرارسيدن آيين زيباي چهارشنبه‌سوري و عيد نوروز را بر عموم همولايتي‌هاي عزيز تبريك مي‌گوييم

عکس: سایت روستای نوده



تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 | 12:38 | نویسنده : تحریریه

 

بار دیگر کاروان بهار از راه مــی‌رسد و طبیعت، با حریر شکوفه‌هایش خودنمایی می‌کند. در آستان بهاران و فرا رسیدن نوروز باستانی، دل‌ها در آرامشی شیرین و با خیال دگــــــرگونی‌های نوین، چشم انتظار سرزدن خورشید نوروز پیروز، ساعت‌شماری می‌کنند. زمستان در حال کوچ است و می‌رود تا بهـاری دیگر بیاید؛ تا هوای خوش جانشین سرما شود، تا گل‌ها به کمال شکوفایی برسند، تا نسیم نوروزی بر دل و جان آدمی‌ بوزد، تا امید تازه‌ای پدید آید، تا در عمــر شتابان انسان، فرصت نفس گرفتنی که اندکی از فشارهای پیاپی زندگی هیجان‌آمیز او بکاهد، دست دهد.

بهار دل‌انگیزی که ماه‌ها منتظرش بودیم، پیش روی ماست. بهار با همه‌ی زیبایی‌هایش دارد از راه پیشین خود می‌آید. بهار می‌آید تا در خو یشتن خویش، جست‌و‌جوگر ارزش‌های انسانی خود باشیم و در کمال‌خواهـی‌های آرمانی، با پی‌افکنی منزلگاهی نو که سزاوار شأن والایمان باشد، در یک خانه‌تکانی همه‌جانبه، به منزل مقصود، نزدیک‌تر شویم و با خیالی آسوده‌تر به راهمان ادامه دهیم و رضایتمان را همراه داشته باشیم.

روز‌های پایانی اسفندماه هر سال، حال و هوای ویژه‌ای دارد که انگار شمیم امید بر گستره‌ی دلمان می‌پیچد و درون بی‌قرارمان را به آرامش فرا می‌خواند، انگار پرنده‌ی شادی‌بخش در دلمان آشیانه می‌سازد، انگار همای سعادت در آسمان دلمان به پرواز می‌آید، انگار نور بهروزی و پیروزی بر دل سرمازده‌ی ما می‌تابد و گرمای دل‌آرایی در کانون احساسمان پدید می‌آورد.

خانه‌تکانی‌ها، خرید رخت‌های نو، شیرینی پختن، فراهم کردن پول‌های نو برای دادن عیدی، آماده شدن برای انجام آداب و رسوم چهارشنبه‌سوری و شب عید نوروز و مهمتر آمادگی برای مــراسم بسیار جالب روز نوروز، همگی از شور و حال فرا رسیدن سال جدید و جشن بزرگ نوروز باستانی می‌گویند.

مراسم زیبای چهار شنبه‌سوری که ریشه در آیین‌های باستانی‌مان دارد، در شکل درست خود، پیام همبستگی، دلبستگی، شادمانی، دوری از تاریکی، پرواز بسوی روشنایی، گرامی ‌شمردن کانون گرم خانواده، پرهیز از هــرچه کژی و ناراستی، باز کردن راه‌های آشتی، خرید نقل و شیرینی، برافـــروختن آتش که نشانه‌ی گرمایی دلپذیر، پس از گذراندن زمهریر زمستانی و نمــاد روشنی در آستانه‌ی سیاهی شب است و... می‌دهد. این پیام‌ها، هـــمه در راستای بزرگ شمردن مقام انسانیّت پیر و جوان است.

اگر به جشن‌های ملّی همه‌ی کشورها نگاهی بکنیم، درمی‌یابیم که عید نوروز باستانی ما، سر و گردنی از آنها بالاتر و به عبارت دیگر، ارزشی‌تر و در بزرگداشت مرتبه‌ی آدمی، به‌عنوان ارزشمندترین آفـــریده‌ی پروردگار توانا و نشان دادن شکوه بی‌پایان آفرینش و عظمت‌های کائنات، بدون هیچ تردیدی، بی‌نظیر است.

هموطنان! همشهریان! و همروستاییان عزیزم!

با دلی که برایتان می‌تپد، با مهری که به خاطر شما نمود دارد، با احساسی که پاک پاک است، با شوقـی که شبانه‌روز دارم، با عشقی که مالامال دوست داشتن شماست و با همه‌ی اندیشه و بضاعت ناچیزم، به‌عنوان کمترین این ملّت بزرگ و با ارادتمندی بـــه ایرانیان ارجمند، بویژه خلخالیان غیرتمند و نجیب و همولایتی‌های عزیز و مهـربان، فرارسیدن سال خورشیدی 1393و نوروز افتخارآفرین باستانی را به شما تبریک می‌گویم و در آستانه‌ی بهاران دلگشا، بهترین‌ها را برایتان آرزو می‌کنم.

نوروزتان پیروز؛ هر روزتان نوروز

هژبر پاکزاد

16 اسفند 1392 خورشیدی



تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 20:52 | نویسنده : تحریریه

انا لله و انا اليه راجعون

با نهايت تأسف و تأثر، باخبر شديم

آقاي قربان منیری جعفرآباد

دار فاني را وداع گفته‌اند.

اين مصيبت وارده را به همسر، فرزندان و

داماد ارجمندشان آقای مختار مهدوی تسليت مي‌گوييم.

از خداوند بزرگ براي آن مرحوم غفران و علو درجات و براي ساير بازماندگان صبر جميل و اجر جزيل مسئلت مي‌نماييم.

پايگاه اطلاع‌رساني روستاي چنارلق



تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392 | 15:45 | نویسنده : تحریریه

انا لله و انا اليه راجعون

چهل روز گذشت

 

چهلمین روز درگذشت مرحوم مغفور، حاج حجت صفری‌خساره پنجشنبه، اول اسفندماه ۱۳۹۲ در حسینیه صاحب‌الزمان واقع در کرج، عظیمیه، خیابان ولیعصر(عج) از ساعت ۱۴ الی ۳۰/۱۵ برگزار می‌گردد.



تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن 1392 | 21:39 | نویسنده : تحریریه

انا لله و انا اليه راجعون

با نهايت تأسف و تأثر، باخبر شديم

آقاي حسن وحيدي (علي‌گل وحيدي)

پدر ارجمند آقايان روان وحيدي و فرانبخش وحيدي دار فاني را وداع گفته‌اند. اين مصيبت وارده را به فرزندان داغدار و ساير خويشاوندان تسليت مي‌گوييم.

از خداوند بزرگ براي آن مرحوم مغفرت و علو درجات و براي ساير بازماندگان صبر جميل و اجر جزيل مسئلت مي‌نماييم.

پايگاه اطلاع‌رساني روستاي چنارلق



تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | 20:0 | نویسنده : تحریریه

بير خاطيرَه

 

1    قولاق آسون خاطيرَه‌لي ايللَردَن            بير خاطيرَه- اِشيدمَلي- دِييم مَن

2    ميرزا سوْهراب چنارلقا بير زامان            گَلميشدي خانن ياننا ايسبوْدان

3    اوجا بُيلي، ياخچي كيشييدي ميرزا          سفيدآبن آق‌ سَققَلييدي ميرزا

4    غافار خانا(1) هَردَن اُ باش وراردي            چُخ اَدَبلي سوْزلَرين دانشاردي

***

5    كَللِه‌اي(2)‌دَه بيرگون ناهاردان سُرا           مامان دِدي بوني ميرزا سوْهرابا:

6    «اوشاقلارم هَر بيري اُخشِر كيمَه؟          هَر بيريني بيركَسَه اُخشاتگينَه»

7    ميرزا سوْهراب ياخچي باخاننان سُرا         باخپ، توْرَه‌لي اُتراننان سُرا

8    دِدي: «بو ناهيد خانم اُخشِر خانا              سوْزين دوزي، آند ايچَرَم قورآنا

9    سعيدخان اُخشر مَشَه لوطفوللايا(3)        چُخ واردي اوْز باباسننان مايا

10 اُخشِر ساسان‌خان دا بيزيم اَربابا(4)      گَلين‌خانم(5)! حق وِرون بو سوْهرابا

11   نويد خانم دوز سيزَه اُخشِر؛ خانم!          بوني اُنن قييافَه‌سي دِر خانم!»

***

12    ميرزا دان اُننان سُرا سَس چخمادي         تا كي بيلَم اوزيم كيمَه اُخشادي

13  باخدي باخدي هاي مَنَه ميرزا سوْهراب    تا كي اُلاردان سُرا وِرسين جاواب

14    باخدي مَنَه آمّا نَظَر وِرمَدي                     آخردا داي باخش ثَمَر وِرمَدي

***

15    مامان دِدي: «ميرزا! نييَه قالپسان؟      هوژَبريمي سَن كيمَه اُخشادپسان؟»

16    ميرزا جاوابندا باشن توْلادي                دِدي: «داي عَقلم بير يانا چاتمادي

17    آند ايچَرَم گَلين خانم! آللاها                 بوجور آدام گوْرمَميشَم دونيادا!»

***

هُژبر پاكزاد

8 تير 1392 خورشيدي

_________________

1- پدر ارجمند من، غفّارخان

2- اتاق زادگاه من

3- مشهدي لطف‌الله قرباني، پدربزرگ پدري من

4- جناب آقاي ذبيح‌الله خوجيني، پدربزرگ مادري من

5- سركار خانم جميله خوجيني، مادر والا گوهرم



تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 | 11:43 | نویسنده : تحریریه

برای نمایش تصاویر در سایز واقعی و بزرگتر، بر روی هر تصویر کلیک کنید

     

        

          

       

      

تصاوير از: موسي‌الرضا مهدوي ( بانک هنر )

تاریخ عکسبرداری ۱۳/۱۱/۹۲



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 10:49 | نویسنده : تحریریه

خلخال

 

1   در خیال روزگار شاد خلـــــــخال

می‌سرایم چامه‌ای با یاد خلخال

2  می‌سرایم تاکه احساس دلم را

معنویّت‌هـــای عشق حاصلم را،

3  فرش راه سرزمین خود نمـــــایم

سوی قلب مهربانش، ره ‌گشایم

4  می‌سرایم تا که باشد یادگاری

نزد خلخــالم که دارد انتظاری

5  می‌سرایم تا که باشد او به یادم

من که فرزندش، هُژبر پاکزادم

***

6  هر کجای سرزمینم دلنواز است

سوی مهمانان خود،با روی باز است

7  بس تماشایی بود کــوه بلندش 

پیچ و خم‌های مه‌آلود و سمندش

8  می‌نوازد جان و دل را ساز عاشق

رازها می‌گوید از عشق شقایق

9  گاه مــــی‌آید صدای گوسفندان 

گه صدای کودکان شاد و خندان

10  مه مثال گلّه از دیواره‌ی کــوه

می‌رسد بر کوچه‌ها، آرام و انبوه

11  روستایش، نقش زیبای طبیعت

کوه‌هایش، آسمانسای طبیعت

12 می‌دهد گلگشت بومم در بهاران

با نسیمی، حال دیگر بر دل و جان

13 می‌شود هنگام رستاخیز هستی

در خرابات وطن، دوران مستی

14 تا شکوفا می‌شود رخسار خورشید

می‌توان کار و تلاش دیگری دید

15 باغ‌های دلگشایش مـی‌ربایند

دیدگان آشنایان، هــر کجایند

16 در عبور از پیچ‌پیچ راه ماهـور(1)

خودنمایی می‌کند هر باغ انگور

17 آسمان کوته شب‌ها قشنگ است

آنهمه زیباییش، جای درنگ است

18 آن سکوت شب، دل دیوانه خواهد

شمع خلخالم، چو من پروانه خواهد

19 کینه‌ها را می‌گدازد شب‌نشینی

می‌گذارد جای آن، مـــهرآفرینی

20 جانب خود، گلّه‌ی بزهای کوهی

می‌کشاند دیدگان هــر گروهی

21 در دل گرمـــــا و ظهر پرفروغش 

لذّتی دارد فـراوان آش دوغش

22 از ته دل عاشقم بر کوچه باغش

می‌روم با عشق سرشاری سراغش

23 شادمانم در چنین حالی که هستم

از شراب چشمه‌هایش مست مستم

24 دلبری‌ها مـی‌کند پاییز خلخال

موسم از رنگ‌ها لبریز خلـــــــخال

25 در فضای روشن روز مه‌آلـــود

می‌توان غم از دل غمدیده پالود

26 رودهای سرکش فصل زمستان

جاریند از درّه‌ها، سرد و خروشان

27 از نگاهم، کوه و دشتش چون بهشت‌ ست

سرزمین مردم نیکو سرشت ست

***

28 می‌برد هوش از سر من نام خلخال

می‌دهد آرامشم، آرام(2) خلخال

29 در هوای بی‌قراری، عشق پرشور

می‌زنم با شوق شیرین از ره دور،

30 بوسه‌های دلنشین بر خاک پاکش

بوسه‌هـا بر آسمان تابناکش

31 می‌نشیند پیش رویم رنج دوری

مـی‌کند آزرده‌ام‌، اوج صبوری

32 لحظه‌ها را می‌شمارم تا که شاید

پیکــی از خلخال زیبایم بیاید

33 می‌رسد از دورها تا بوی خلخال

می‌پرد مرغ دل من، سوی خلخال

34 آرزوها داشتم، همراه کوپال(3)

پر گشایم روزگاری سوي خــلخال

35 آرزومندم که باشم یار خلخال

با دل و جانم زنم سویش پر و بال

36 روزها با بی‌قراری می‌نشینم

تا که روزی روی ماهش را ببینم

37 من که دژخیم جدایی را شکستم(4)

تا که هستم، عاشق خلخال هستم

38 بی‌گمان چون بوده‌ام فردی خوش‌اقبال

گشته‌ام شایسته‌ی دیدار خلخال

39 هرگز آرامی ندارم در بلایش

می‌زند آتش به جانم گریه‌هایش

40 شادیش جانم به شادی می‌رساند

بر لبانم نقش خنده مـی‌نشاند

41 بوم کوهستانی ایرانیان است

نقشی از دیبای آذربایجان است

42 دوست دارم سنگ سنگ میهن خود

با همان عشقی که می‌خواهم تن خود

43 میهن غفّارخان(5)، آن مرد سالار

با ز پا افتادگان بینـــــــــوا، یار

44 - غیرت ناب پدر، در یاد مانده ست

سوی خود، همواره تحسینم کشانده ست

45 مرد میدانی که همتایی ندارد

در دلش، نامردمی جایی ندارد

46 از ذبیح‌الله خوجینی(6)، نیایم

می‌سزد با بیت خوش یادی نمایم:

47 «آفرین بادا بر آن خورشید خلخال

روشنی‌بخشنده‌ی جاوید خلخال» ــ

48 ارزش اوّل برای من، گذشته ست

آنچه با جان و دلم همراه گشته ست

49 چون که با یاد گذشته، سرفرازم

می‌توانم حال و فردایی بسازم

50 با درودی خــــدمت خلخال والا

می‌کنم عرض ادب، خلخالیان را

51 پیش روی زادگاه پاک پاکـــــم

هر که بودم، هر که هستم، خاک خاکم

52 گرچه دور از آن دیار عالیم من

مایه‌ی فخرم بود خلخالیم من

53 پیش درگاه بلندش، کمترینم

تا که جانی در بدن دارم، همینم

***

هُژَبْر پاکزاد

29 آبان 1390 خورشیدی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ درّه کوه

2 ــ آسایش

3 ــ پسر عشق‌آفرینم

4 ــ پس از سال‌ها دوری، برای دیدار چنارلق، روستایی از بخش خورش‌رستم جنوبی شهرستان خلخال پر گشودم.

5 ــ پدر ارجمندم

6 ــ پدربزرگ مادری بزرگوارم



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 10:31 | نویسنده : تحریریه

سرافراز

 

1 بشنوید ای دوستان! راز دلم

در سکوتی خسته، آواز دلم

2 مـــــعبر افتادگــــی پیموده‌ام

تا شــکوفایی، از آغاز دلـــم

3 فاعلاتن، فاعلاتن، فاعـــــلن

بوده هـــر دم نغمه‌پرداز دلم

4  آفرین‌ها گفته عارف در مسیر

بر شکوه شــــــوق پرواز دلم

5  نغمه‌های دلگشایی می‌زند

در عبور زندگی، ساز دلـــم

6  عشق جاویدان و مهر بیکران

بــــــــوده‌اند از ابتدا راز دلم

7  اوستادم، سعدی شیرین‌سخن

من به شاگردی،سرافراز دلم

8 می‌خرد هر دلبر عشق آشنا

در گـــذار عاشقی، ناز دلم

9 من هژبر بیشه‌ی شعر و ادب

مــــی‌پرد تا قلّه‌ها باز دلم

 

هژبر پاکزاد

16 / 9 / 1392 خورشیدی



تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 16:22 | نویسنده : تحریریه

راهي بزرگ؛ ولي دشوار!

 

کاش می‌شد به گذشته برگردیم و از راهی بگذریم که ما را به کمالستانی ببرد که در آن، همه‌ی خواست‌هـای ارزشی فراهم آمده باشند و ما بتوانیم با گزینش‌های شایان، کاخ‌های نوینی پی افکنیم و فرمــانروای احساس و اندیشه‌ی خویش باشیم.

در گذر روزگاران که آدمـی لحظه به لحظه به پایان خویش نزدیک می‌شود، خواسته یا ناخواسته از پیرامونش اثر مــی‌پذیرد و متناسب با آن، رفتار می‌کند؛ اگر اراده‌ی تحت فرمان بینش و دانش درست خـود را به کار اندازد، راهی را در پیش می‌گیرد که سزاوار آدمیّت اوست و در این حالت، گذشته، چراغ راه آینده می‌شود و سیر تکاملی و نزدیک‌تر شدن به آرمـان‌ها و درک ویژگی‌های ناب بشری، امید پیوستگی‌های بیشتر به منبع جاودانه را پدید می‌آورد که خود از بهانه‌های اشتیاق برای بازگشت به گذشته و پیمودن راه درست است.

در صورتــی که عنان زندگی از کف خارج گردد و توسن هستی به آنجا که تمایل دارد، اراده‌ی درگیر و در اسارت انسان را بکشاند، بیش از بازیچه شدن، عاید او نمی‌شود و تا ثریّا می‌رود دیوار، کج.

از همین امروز هم می‌شود - بدون آنکه از نیمه‌ی راه به گذشته برگردیم ـ آغاز کرد و با یک خانه‌تکانی اساسی، بدبینی‌ها و بدخواهی‌ها را کنار گذاشت و با بسیج همه‌ی نیروهای معنوی، به معنویّت شایسته‌ی منزلت انسانی رسید.

در این راه بزرگ ولی دشوار، زلال سرشت آدمـی به یاری‌اش می‌آید و با شست‌و‌شوی روح و اندیشه‌اش و با گشایش دروازه‌ی فضیلت‌های آرمانی، در آرمانشهر زندگی، ادامه‌ی راهسپاری بسوی هدف‌های متعالی، در اختیار انسان قرار می‌گیرد و آن پیش می‌آید که باید.

هژبر پاکزاد

11 بهمن 1392 خورشیدی



تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 16:13 | نویسنده : تحریریه

مادر هندوستان

 

1        اختر عالم فروزی را به تیر کین خـــــــــود

غــــرق خون کردند نامردانه با آیین خود(1)

2        دوره‌ی مردی گذشت و دور نامردی رسید

روزگار بی‌وفایی، عصر بی‌دردی رسید

3        بر شرافت‌های انسانی، پلیدی چیره شد

خون ایندیرای گاندی، نقش خاک تیره شد

4        خائنان روسیاه مـــــلّت هــــندوستان

ریختندش خون و خونین شد دل آزادگان(2)

5        غوته‌ور در خون خود شد آن بلندای امید

دستگیر بینوایان پریشان شد شــــــهید

6        خون ایندیرای نهرو را به خاک آمیختند

خاک خامــوشی سر فریاد عالم ریختند

7        جام خونین شـــهادت را کنار دوستان

سرکشید آخر خدایا! مادر هندوستان(3)

***

8        بی‌کسان را یاوری می‌کرد بانوی رشید

تیغ بر فــرق تبهکاران عالم می‌کشید

9        استواری را نگر، منزل به منزل در مسیر

با همه سختی نشداز رزم پیگیرانه سیر

10      رهبر آزاده‌ای در سرزمین هـــــند بود

دختر نــــــــهرو، عدالت‌آفرین هند بود(4)

11      بشکند دستان نامردی که در گلزار هند

بهترین گل را گــــزید و کرد پرپر یار هند

***

12      آه از مهر و صفا و سرفرازی‌های تو!

بر سریر رهبری، مردم نوازی‌های تو

13      روشنی‌بخش جهان بودی؛ صفای خاوران

شمع محفل‌های خوبان؛ مهتر نام‌آوران

14      آفتاب عالـــم‌آرا بودی و ماه زمین(5)

جانشین لعل نهرو؛ ای زن بی‌جانشین!

15      ای بهار بینوایان! در زمستانی چرا؟

اینچنین آسیمه‌ی رگبار مستانی چرا؟

16      ماهبانوی جهان! تابندگی‌هایت چه شد؟

ای همه شایستگی! احساس والایت چه شد؟

17      ای همای آسمان! آشفته‌احوالی چرا؟

نقش خاک تیره‌ای، خونین پر و بالی چرا؟

18      ماهتاب هـــند بودی، افسر هیمالیا(6)

مادر هــــندوستان و دختر هیمــالیا(7)

19      ماه و مادر را به خون پاک رنگین ساختی(8)

خاک پاک خویشتن، آغوش این انداختی(9)

20      ای که ارزانی نمودی زندگانی آنچنان

تا جهان باشد، تو در یاد جهانی بی‌گمان

21      دیده دریا می‌کند خانه به خانه این هُژبر

در فراقت می‌سراید غمگنانه این هژبر

 

هژبر پاکزاد

15 / 9 / 1363 خورشیدی

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- خانم ایندیرا گاندی، نخست‌وزیر هند را شهید کردند.

2- محافظانش به او شلّلیک کردند.

3ــ مادر هندوستان، لقب خانم گاندی بود.

4- جواهر لعل نهرو، نخستین نخست‌وزیر هند پس از استقلال در 1947 میلادی، پدر خانم ایندیرا گاندی بود.

5ــ ایندیرا به معنای ماه است.

6ــ مهتاب هند؛ تاج سر هیمالیا

7ــ خانم گاندی به رشته‌کوه‌های هیمالیا علاقه‌مند بود.

8ــ او شهید شد.

9ــ به سفارشش، خاکش را با هواپیما بر کوه‌های هیمالیا پاشیدند.