دلنوشتهاي خطاب به مسئولان:
صدای کمرمق ما را پذیرا باشید!

حاج حشمتاله بهاريسجهرود
نمیدانم از کجا و چگونه باید آغاز کنم. اصلاً مخاطبانم چه کسانی هستند؟ آیا آنهایی که باید این مطلب را بخوانند وقت این کار را دارند؟ آیا وجود و بودنمان برای صاحبان امکانات و قدرت، تعریف شده و در معادلاتشان ما را نیز منظور میکنند؟ و سئوالات بسیاری که جواب هیچیک از آنها را در هیچ کتابی و یا در هیچ آزمایشگاهی نمیتوان یافت؛ زیرا که همه زیستشناسان معتقدند که هر موجود زندهاي تغذیه میکند و برای بقای نوع خود، تولیدمثل میکند و برای ادامه حیات، خود را با محیط سازگار ميكند و یا شرایط زیستی را برای ادامه زندگی مهیا میسازد!
انسان - تنها موجود صاحب اندیشه - از بدو پیدایش در جهت سازگاری با طبیعت و ایجاد شرایط زیستی مناسب تلاش کرده و بعد از تقابل با یکدیگر و کشمکشهای فراوان درصدد تعامل باهم برآمدهاند و به این نتیجه رسیدهاند که باید قواعد و قوانینی وضع شود، تکالیفی برای هر کس و یا هر گروهی تعیین گردد، افراد مکلف به ادای تکالیف خویش باشند و در صورت عدول باید بهوسیله کسانی كه از طرف جامعه انتخاب و تفویض اختیار شدهاند، تأدیب گردند. البته این تعهدات دوسويه است؛ همانطوری که آحاد جامعه در مقابل ناظران و منتخبین متعهد میباشند، آنان نیز در مقابل، متعهد به انجام اموری میباشند و قصور از آنها جایز نمیباشد!
با این مقدمه خواستم به مسئولان عرض کنم گروه زیادی از انسانهای نجیب و زحمتکش و البته متدیّن در منطقهای از شهرستان خلخال، در بخش خورشرستم جنوبی شامل روستاهای سفیدآب، آهو، سجهرود، چنارلق، زاویه و... زندگی میکنند که مانند هر موجود زندهای برای ادامه حیات، احتیاجات و نیازهایی دارند.
با توجه به عدم زیرساختهای مناسب مانند راه ایمن، نبود کارگاههای تولیدی و با علم بر اینکه ایجاد بسترهای مناسب از وظایف متولیان حکومت میباشد، قادر به تأمین زندگی خویش نیستند و بناچار مجبور به ترک دیار آبا و اجدادی خود میشوند و در حاشیهي شهرها سكونت ميكنند؛ چون واقعاً در این روستاها شرایط زیستی مناسب نمیباشد و ادامه حیات سخت و زندگی تقربیاً ناممکن است.
مسئول عزیز! منتخب گرامی!
آیا هنوز به این نتیجه و یا باور نرسیدهاید که امروزه برای زندگی، داشتن آب آشامیدنی سالم، بهداشت و درمان، راه مناسب بیخطر، سوخت مناسب، برخورداری از ارتباطات و تکنولوژی لازم و ضروری میباشد؟! اگر باور دارید برای زندگی، امور فوقالذکر لازم است لطفاً جواب دهید «به چه علت از ما دریغ میکنید؟»
آیا زمان آن فرا نرسیده که ما را نیز در زمرهي کسانی به حساب آورید که «سزاوار داشتن زندگی بهتر هستند»؟ همانطوری که ما با تلاش شبانهروزیمان قسمتی از نیازهای شما را تأمین میکنیم و در مشکلات و سختیها کنار شما هستیم، شما نیز زحمات ما را ارج نهید و «مشکلات ما را دريابید!»
تقاضای مددخواهی ما را بیپاسخ نگذارید و ما را نیز در آمارها و محاسبات خود داخل کنید! ما نیز همانند مردم تمام شهرهای بزرگ و کوچک، «حق» و «حقوقی» داریم! ما نیز باید به نسبت جمعیتمان از بودجه عمرانی سهمی داشته باشیم؛ همچنان که در جنگ سهیم بودیم و چندین شهید گرانقدر تقدیم کردهایم!.
ما نیز، مانند سایر شهروندان از حقوق خود میخواهیم بهرهمند شویم؛ گرچه ادای حق ما، وظیفهي شماست و ادای این وظیفه، هم تکلیف شرعی براي شماست و هم وظیفه قانونی!
اگر امروز به هر دلیلی از وظایف قانونی خود چشمپوشی کنید و ما را از نعمات خدا محروم سازید، فردای روز حساب در پیشگاه باريتعالی برای احقاق حق خود، کوچکترین اغماضی نخواهیم کرد.
امیدواریم صدای کمرمق ما را به گوش جان پذیرا باشید. در این صورت قطعاً به خیر دنیا و آخرت دست خواهید یافت.
سخن آخر با دوستان و همولایتیها، آن عزیزانی است که گردانندگان وب "پارا سس" را بیسواد، انحصارطلب و... تلقی میکنند.
شکی نیست که گروه ما از لحاظ علمی بضاعت چندانی ندارد و توان ما و قلم ما، بیش از این نیست. ما، خود بر این امر واقفایم و برای همین از دوستان خود مستمر تقاضا نمودهایم که ما را از شاگردی خود بیبهره نگذارند.
«ندانستن عار نیست»؛ خود را از هر امری مبرّا کردن و همواره خرده گرفتن شاید امری پسندیده نباشد!
مطمئن باشید ما در مقابل شما نیستیم؛ بلكه در کنار شما و محتاج یاری شما هستیم. «کنار نشستن» و «ایراد گرفتن» دردی را درمان نخواهد کرد!
ما بر آنیم که به یاری خدا و کمک دوستان، با همین سواد کم و قلم ناتوان، «زبان» مردم باشیم؛ گرچه در «گفتن» عاجز باشيم!
«چشمها را باید شست و دنیا را از دریچهي عشق و محبت دید!»