چنارلق در فرهنگ لغت دهخدا و اشارهاي به آن
آوا : چ ِ لِ
نوع لغت: اِخ
فینگلیش:
شرح: دهي است جزء دهستان خورشرستم بخش شاهرود شهرستان هروآباد که در 26 هزارگزي جنوب خاوري هشتجين و 46 هزارگزي راه شوسه هروآباد به ميانه واقع است. کوهستاني و معتدل است و 353 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات، حبوبات، پنبه و سردرختي. شغل اهالي زراعت و گلهداري. صنايع دستياش در گذشته جاجيمبافي بود؛ ولي در حال حاضر اكثر مردمان اين روستا به قاليبافي (با ابريشم) روي آوردهاند و همين امر باعث شده تا اكثريت اهالي شهرنشيني را بر روستانشيني ترجيح دهند و عازم شهر كرج شوند. راهش در گذشته مالرو بوده؛ ولي با گذر زمان كمي تغيير كرده و با اينكه جادههاي آن خاكي است، تا حدودي ماشين هم ميتواند به اين روستا برود؛ هرچند كمتر خودرويي پيدا ميشود كه با عبور از جادههاي كوهستاني و پر از سنگ اين روستا در سلامتي كامل به سر ببرد.
امسال (1387) به لطف الهي و با عنايات ويژه نماينده محترم شهرستان خلخال، جناب آقاي دكتر بشير خالقي، اعتبارات خاصي ازسوي مجلس شوراي اسلامي تصويب گرديده تا اينكه اهالي اين مناطق بهراحتي بتوانند در رفت وآمد باشند كه نويد روزهاي خوشي را براي اين ديار زمزمه ميكند.